تحقیق بر پایه مستندات

تشخیص متن هوش مصنوعی (AI Content Detection)

ابزارها بهت عدد میدن ولی سند نمیدن. اینکه پتنتا، مستندات رسمی گوگل و بزرگترین آزمایشای دانشگاهی واقعا چی نشون دادن، و چرا هیچکدومش برای فارسی سنجیده نشده.

این سوال این روزا زیاد پرسیده میشه و جوابی که همه جا میدن یه لینک به یه ابزار رایگانه. ولی وقتی رفتم سراغ اسناد اولیه، یعنی راهنمای رسمی خود گوگل، پتنتای ثبت شده و مقالات دانشگاهی، چیزی که پیدا کردم با اون جواب رایج جور نبود. این مقاله همون اسناده، دونه به دونه با شماره و عدد.

اگه وقت نداری، فقط همینا رو بخون

فهرست مطالب12
  1. چرا اینجا انقدر روی پتنت تاکید میشه
  2. آنچه گوگل رسما نوشته
  3. الگوهایی که واقعا اندازه گرفته شدن
  4. پتنتایی که مسیر رو نشون میدن
  5. چرا عدد ابزارها سند نیست
  6. وضعیت زبان فارسی
  7. چقدر از وب اصلا هوش مصنوعیه
  8. پلتفرمها واقعا چه کار میکنن
  9. چک لیستی که واقعا کار میکنه
  10. چیزی که این اسناد ثابت نمیکنن
  11. نظر من
  12. منابع

چرا اینجا انقدر روی پتنت تاکید میشه

اگه با پتنت کار کردی، این قسمت رو رد کن و برو سراغ عنوان بعدی. برای بقیه یه توضیح کوتاه لازمه، چون بیشتر این مقاله روی پتنت بنا شده.

شرکتها مجبور نیستن به سوال ما جواب بدن. نه گوگل، نه اوپن ای آی، نه هیچکس دیگه. هر چی بگن با اختیار خودشونه و هر وقت بخوان میتونن حرفشون رو عوض کنن. برای همینه که نقل قول از یه توییت یا یه پادکست، پایه محکمی نیست.

ولی یه استثنا هست. وقتی یه شرکت میخواد مالکیت یه روش رو برای خودش نگه داره، مجبوره اون روش رو دقیق بنویسه و به یه اداره دولتی تحویل بده. اگه مبهم بنویسه پتنت بهش اعطا نمیشه. یعنی پتنت یکی از معدود جاهاییه که شرکت به نفع خودش حرف میزنه و در عین حال مجبوره دقیق باشه.

تفاوتش با مقاله ژورنال هم همینه. مقاله ژورنال چیزیه که یه پژوهشگر دوست داشته منتشر کنه. پتنت چیزیه که یه شرکت مجبور شده منتشر کنه تا چیزی به دست بیاره. این دو تا از نظر انگیزه اصلا یکی نیستن، و به همین دلیل پتنت چیزهایی از فکر و کار تیمها رو لو میده که معمولا در منابع عمومی به این شکل گفته نمیشه.

و اینکه چرا خوندنش سخته

پتنت به زبان حقوقی نوشته میشه نه فنی، و عمدا کش دار نوشته میشه تا دامنه مالکیت بازتر بمونه. یه پتنت دو تیکه داره. شرح (description) که میتونه صد صفحه باشه و هر ادعایی توش مجازه، و ادعاها که ته سند میان و فقط همونا ارزش حقوقی دارن. کل کار تحلیل اینه که بفهمی کدوم جمله در ادعای مستقل (independent claim) نشسته و کدوم فقط حرف توی شرحه.

DESCRIPTION up to 100 pages supports and informs the claims INDEPENDENT CLAIM complete on its own stands on its own DEPENDENT CLAIM narrows claim 1 adds limitations to another claim
SCHEMA — Claims define the scope of patent protection; dependent claims incorporate and further limit the claims they depend on.

مثال واقعیش رو در همین مقاله میبینی. برای پتنت اوریجینالیتی مجبور شدم ادعای مستقل شماره یک رو با ادعای وابسته شماره سه مقایسه کنم تا بفهمم گام تشخیص هوش مصنوعی هیچ روشی نداره. اگه فقط چکیده رو خونده بودم، دقیقا برعکسش رو برداشت میکردم.

اگه اولین باره پتنت باز میکنی

  1. شماره و عنوان. حرف آخر شماره مهمه. حرف B یعنی اعطا شده و حرف A یعنی فقط اظهارنامه منتشر شده و هنوز اعطا نشده.
  2. مالک فعلی. با مخترع فرق داره. مخترع آدمه و مالک شرکته، و مالک ممکنه بعدا عوض شده باشه.
  3. تاریخ اولویت. مهمتر از تاریخ انتشاره، چون نشون میده ایده کی به ثبت رسیده نه کی علنی شده.
  4. وضعیت حقوقی. اعطا شده یعنی پذیرفته شده. رها شده یعنی صاحبش پیگیری نکرده. منقضی شده یعنی هزینه سالانه پرداخت نشده. این سه تا معنی کاملا متفاوتی دارن.
  5. ادعاها. ادعای مستقل کامله و به تنهایی معنی داره. ادعای وابسته (dependent claim) به یه ادعای دیگه ارجاع میده و فقط اون رو محدودتر میکنه. چیزی که در ادعای مستقل نباشه، مالکیتش تضمین نشده.
  6. استنادها. استناد به عقب نشون میده این ایده از کجا اومده و استناد به جلو نشون میده چه کسانی بعدا روش ساختن. همینجاست که خط سیر یه فناوری معلوم میشه.
  7. دنباله ها. اگه یه پتنت continuation داره، یعنی صاحبش بعد از اعطا هم دنبالش رو گرفته. این میتونه نشونه جدی بودن باشه.

مهمترین دامی که باید ازش دور بمونی

پتنت ثابت نمیکنه اون روش الان در محصول اجرا میشه. خیلی از پتنتا هیچوقت پیاده نمیشن.

پتنت نشون میده یه تیم روی چی کار کرده و چطور بهش فکر کرده، نه اینکه امروز چی روشنه. هر جا در این مقاله از پتنت استفاده شده، با همین محدودیت خونده شده.

آنچه گوگل رسما نوشته

اول از همه جایی شروع کنیم که همه فکر میکنن جواب اونجاست. راهنمای عمومی ارزیاب های کیفیت جستجو، نسخه 11 سپتامبر 2025. این سند رو نیروی انسانی گوگل موقع نمره دادن به صفحات استفاده میکنه و علنی منتشر شده.

تنها جایی که در این سند به نشانه های محتوا اشاره شده، شماره 4.6.7 است. چهار نشانه شمرده شده و هر چهار تا برای محتوای بازنویسی شده هستن نه برای سبک هوش مصنوعی. اول اینکه متن فقط اطلاعات عمومی و شناخته شده داره. دوم همپوشانی بالا با منابع تثبیت شده مثل ویکیپدیا. سوم اینکه انگار یه صفحه مشخص رو خلاصه کرده بدون ارزش افزوده.

و چهارمی تنها نشانه متنی است که گوگل در کل این سند به هوش مصنوعی نسبت داده. جا موندن عبارتهای خود دستیار در متن منتشر شده، یعنی جمله ای که با عبارت به عنوان یک مدل زبانی هوش مصنوعی شروع میشه. همین. نه ضریب، نه واژه، نه ساختار جمله.

نشانه دوم رو باید در شماره 4.5.3 پیدا کنی، زیر عنوان فریب. اونجا گوگل از پروفایل ساختگی نویسنده حرف میزنه، یعنی محتوای تولید هوش مصنوعی که با عکس تولیدشده و توصیف گمراه کننده نویسنده منتشر میشه تا به نظر برسه آدم نوشته. باز هم نشانه بیرون از متنه، در صفحه نویسنده.

سند رسمی

در شماره 4.6.6 گوگل صریح مینویسه که استفاده از ابزار تولیدی به تنهایی سطح تلاش یا نمره کیفیت صفحه رو تعیین نمیکنه. یعنی خود گوگل تولید با هوش مصنوعی رو معیار نمره نمیدونه.

the use of Generative AI tools alone does not determine the level of effort Google, General Guidelines for Search Quality Rating, section 4.6.6, September 11, 2025

و یه جمله دیگه هم هست که عملا کل سیاست رو لو میده. در شماره 4.6.5 گوگل به ارزیاب میگه حتی اگه مطمئن نیستی صفحه با ابزار تولیدی ساخته شده یا نه، اگه بعد از دیدن چند صفحه از اون سایت به سواستفاده مقیاس پذیر (scaled content abuse) مشکوک شدی پایینترین نمره رو بده.

این یعنی گوگل به نیروی انسانی خودش میگه دنبال تشخیص هوش مصنوعی نگرد. الگو رو در سطح سایت ببین، نه در سبک جمله.

سند رسمی

مستندات جداگانه سرچ سنترال هم که آخرین بروزرسانیش 10 دسامبر 2025 است، هیچ جا ادعای تشخیص متن هوش مصنوعی نمیکنه. فقط از تولید انبوه صفحه بدون ارزش افزوده حرف میزنه.

using generative AI tools or other similar tools to generate many pages Google Search Central, Guidance on using generative AI content, updated 2025-12-10

و دو سندی که خود گوگل بیرون از جستجو منتشر کرده

تا اینجا هر چی خوندیم سیاست بود، یعنی چیزی که مستقیم روی رتبه بندی اثر داره. دو سند دیگه هم هست که باید کنارش بذاریم، با این فرق مهم که این دو تا سیاست نیستن، پژوهشن. گوگل به عنوان یه سازمان تحقیقاتی منتشرشون کرده، نه به عنوان راهنمای رتبه بندی، و همین باعث میشه سطح ادعاشون فرق کنه. سیاست میگه چی نمره میخوره، پژوهش میگه چی اندازه گرفته شده. ولی چون هر دو مستقیم به سوال تشخیص متن هوش مصنوعی مربوطن و هر دو رسما از گوگل اومدن، جاشون همینجاست.

اولی مقاله Ippolito و همکارانش در کنفرانس ACL سال 2020، صفحات 1808 تا 1822. این مقاله در فهرست رسمی انتشارات پژوهشی گوگل هست، پس خروجی خود شرکته نه یه کار دانشگاهی مستقل.

یافته اصلیشون اینه که انسان و ماشین به سرنخهای متفاوتی نگاه میکنن. روشهای sampling در تولید متن عمدتا برای گول زدن انسان بهینه شدن، و همین کار ناهنجاریهای آماری وارد متن میکنه که تشخیصش برای سیستم خودکار آسونه.

به زبون ساده یه رابطه معکوسه. هرچی متن به چشم آدم طبیعیتر بیاد، برای ماشین راحتتر لو میره.

MACHINE DETECTION ACCURACY SAMPLING TUNED TO FOOL HUMANS HUMAN DETECTION ACCURACY expert raters fooled > 30% of the time
Fig 3. The inverse relationship reported by Ippolito et al., ACL 2020, pp. 1808–1822. Text tuned to read naturally to people carries the statistical irregularities a classifier reads best.

این جمله کل منطق چکلیست چشمی رو میشکنه

اگه الگویی که تو با چشم میبینی همون الگویی نیست که ماشین میبینه، پس هر فهرستی از نشانه های ظاهری ذاتا ضعیفه.

و این رو یه بلاگ سئو نگفته. سند خود گوگله.

سند دوم مال دیپ مایند و مسیرش کاملا برعکسه. مقاله Dathathri و همکاران در مجله Nature جلد 634 صفحات 818 تا 823، سال 2024، با روشی به نام تورنومنت سمپلینگ (tournament sampling).

منطقش اینه که به جای گشتن دنبال اثر انگشت بعد از تولید، موقع تولید یه سیگنال داخل متن کار میذارن، یعنی واترمارک. در یه آزمایش زنده با نزدیک به 20 میلیون کاربر جمینای اجرا شد و کد مرجعش هم متن باز شده.

دو تا محدودیت داره که حتما باید کنارش گفته بشه. اول اینکه فقط خروجی مدلهای خود گوگل رو میشناسه و برای متن مدل دیگه هیچ کاری نمیکنه. دوم اینکه ابزار عمومی بررسیش با لیست انتظار و برای خبرنگار و پژوهشگر باز شده و این محدودیت شامل متن هم میشه.

ولی چیزی که برای بحث ما مهمه خود انتخابه. وقتی آزمایشگاهی که خودش مدل میسازه راه حلش رو واترمارک میذاره نه تشخیص الگو، این خودش میتونه یه جور اعتراف نهادی حساب بشه. این البته برداشت منه، نه چیزی که خود دیپ مایند گفته باشه.

پس جمع بندی این بخش چیه

هر چک لیستی که با این جمله شروع بشه که گوگل گفته این نشونه هاست، منبع نداره. گوگل تو مستندات رسمیش این رو نگفته. دو نشانه ای که نام برده، یکی باقی موندن دستور دستیار در متنه و یکی هم پروفایل جعلی نویسنده، و هیچکدوم درباره سبک نوشتن نیست.

و پژوهشهای خود گوگل هم همین جهت رو نشون میدن، فقط از یه زاویه دیگه. مقاله ACL نشون داد طبیعی به نظر رسیدن و قابل تشخیص بودن دو مسیر جدان، و دیپ مایند به جای تشخیص الگو رفت سراغ واترمارک. یعنی نه سیاست گوگل و نه پژوهش گوگل، هیچکدوم پایه ای برای یه چک لیست سبکی نمیسازن.

الگوهایی که واقعا اندازه گرفته شدن

حالا بریم سراغ جایی که واقعا عدد وجود داره. بزرگترین مطالعه دستوری این حوزه مال دانشگاه کارنگی ملون است که فوریه 2025 در مجله PNAS منتشر شد. دو پیکره موازی ساختن، حدود 66 هزار و 77 هزار قطعه متن، شش مدل شامل چهار نسخه لاما و دو نسخه جی پی تی، و متن انسانی و ماشینی رو با مجموعه 66 ویژگی زبانی داگلاس بایبر مقایسه کردن.

present participial 5.3x 'that' as subject 2.6x nominalizations 2.1x phrasal coordination 1.9x agentless passive 0.5x human baseline = 1.0x
Fig 1. GPT-4o feature rates vs. human text, Biber tagset. Reinhart et al., PNAS 122(8):e2422455122, 2025. Paired Cohen's d = 1.38 / 0.77 / 1.23 / 0.81.

جهت کلی این عددها یه چیز رو میگه. متن مدل اسم محور و اطلاعات فشرده است. جمله واره وجهی حال 5.3 برابر انسان، جمله واره ای که با that شروع میشه و فاعل جمله است 2.6 برابر، اسم سازی 2.1 برابر، همپایگی گروهی 1.9 برابر، و مجهول بی فاعل حدود نصف انسان.

در واژگان هم همین وضعه. همون مقاله فهرست واژه های پرتکرار رو داده. نسبت به انسان، واژه camaraderie صد و شصت و دو برابر، واژه tapestry صد و پنجاه و پنج برابر و واژه intricate صد و نوزده برابر بیشتر استفاده شده. واژه دوم در 23 درصد خروجیها و واژه amidst در 27 درصد خروجیها ظاهر شده.

ولی مهمترین یافته مقاله این نیست

مهمترین یافته اینه که مدلهای پایه لاما تقریبا مثل انسان مینویسن و این الگوها فقط بعد از مرحله تنظیم دستوری ظاهر میشن. یعنی اون چیزی که ما بهش میگیم لحن هوش مصنوعی، محصول ماشین بودن نیست، محصول مرحله آموزش دستورپذیریه.

و نکته دومی که هیچکس نقلش نمیکنه. وقتی همون طبقه بندهای آموزش دیده رو روی پیکره و ژانر دیگه ای تست کردن، یعنی چکیده های علمی، دقت مدلهای آموزش دیده روی خروجی پایه لاما به 50 درصد رسید. دقیقا حدس تصادفی. الگو در دامنه خودش کار میکنه و بیرون اون نه.

SAME TRAINED CLASSIFIER, DIFFERENT TEST DATA IN-DOMAIN works on its training domain RANDOM GUESS BASELINE = 50% 50% OUT-OF-DOMAIN scientific abstracts
Fig 5. In-domain vs out-of-domain accuracy of the same trained classifiers. Reinhart et al., PNAS 122(8):e2422455122, 2025. Out-of-domain figure (scientific abstracts) drops to the 50% random-guess baseline.

و خود نویسنده ها در بحث مقاله نوشتن که قصدشون ساختن یه ابزار تشخیص تازه نبوده. الگو رو برای فهم تفاوت پیدا کردن، نه برای صدور حکم.

و لایه ای که اسمش رو ابزارها عوض کردن

این الگوهای دستوری یه روی سکه بودن. یه مطالعه دیگه هم هست که از زاویه دیگه ای به همین سوال جواب داده، نه با دستور بلکه با آمار توزیعی. مقاله Munoz-Ortiz و همکارانش در مجله Artificial Intelligence Review جلد 57 شماره 10، سال 2024، شش مدل از سه خانواده رو مقایسه کرده و به الگوهای توزیعی رسیده نه دستوری.

human corpora

متن انسان

توزیع طول جمله پراکنده تر، تنوع واژگانی بیشتر، سازه های کوتاهتر و فاصله وابستگی بهینه تر.

six models, three families

متن مدل

عدد و نماد و فعل کمکی و ضمیر بیشتر. از نظر احساسی شادی بیشتر و ترس و انزجار کمتر.

این همون چیزیه که ابزارهای تجاری اسمش رو سرگشتگی (perplexity) و انفجاری بودن (burstiness) گذاشتن و به عنوان روش اختصاصی خودشون میفروشن. ریشه اش یه مقاله دانشگاهی علنیه.

دو مطالعه دیگه که مقیاسشون بزرگتره

اینا همه سطح جمله و سبک بودن. دو مطالعه دیگه هم هست که مقیاسشون خیلی بزرگتره، منتها به جای الگوی نوشتاری، رد پای کلمه رو تو میلیونها سند دنبال کردن. مقاله ژوئیه 2025 در مجله Science Advances بیش از 15 میلیون چکیده پزشکی از پابمد رو بین سالهای 2010 تا 2024 بررسی کرده و سیصد و هفتاد و نه واژه سبکی با فراوانی جهش یافته پیدا کرده. برآوردشون اینه که دستکم 13.5 درصد چکیده های 2024 با مدل زبانی پردازش شدن و در بعضی زیرمجموعه ها تا 40 درصد.

و مقاله سال 2024 در کنفرانس ICML که داوریهای علمی رو بررسی کرده. در داوریهای ICLR سال 2024 احتمال ظهور واژه commendable در یه جمله 9.8 برابر شده، واژه meticulous سی و چهار و هفت دهم برابر و واژه intricate یازده و دو دهم برابر. برآوردشون این بود که بین 6.5 تا 16.9 درصد متن داوریها به شکل جدی با مدل زبانی تغییر کرده.

تفاوتی که همه جا گم میشه

هر دو این روشها روی جمعیت کار میکنن نه روی فرد. برای رسیدن به عدد 13.5 درصد به 15 میلیون چکیده نیاز بود. همین روش روی یه مقاله تنها هیچ چیزی نمیگه.

پس فهرست واژه ها یه آمار پیکره ای است، نه حکم درباره یه سند.

پتنتایی که مسیر رو نشون میدن

اینجا قسمت تازه ماجراست. رفتم سراغ پتنتا، چون پتنت برخلاف بلاگ پست، ادعاش رو باید دقیق و قابل دفاع بنویسه وگرنه اعطا نمیشه. این پتنتا مسیر کامل رو نشون میدن.

2012 Amazon granted 2014 Yahoo granted 2016 NewsRx abandoned 2023 Originality.ai granted 2025 2023 IBM granted 2026 PRIORITY DATE ChatGPT public release: Nov 2022
TIMELINE — Priority dates of the five detection patents. Three predate ChatGPT's public release entirely.
پتنت US9372850B1 Machined book detection — Amazon Technologies Inc

قدیمیترین سند این حوزهده سال قبل از انتشار چت جی پی تی، آمازون داشت پتنت تشخیص متن ماشینی ثبت میکرد. ولی تعریف خودش رو بخون، چون تعریف همه چیز رو عوض میکنه. در متن پتنت اومده که آثار تولید ماشینی معمولا مجموعه های نسبتا بی ساختارن که با یه فرایند کامپیوتری کنار هم جمع شدن، و مثال میزنه مجموعه کامنت کاربران، واژه های تصادفی از دیکشنری، ترجمه های ماشینی و تجمیع اخبار.

filed 2012-12-19published 2016-06-21continuation: US9842103B1

یعنی در سال 2012 منظور از متن ماشینی، اسکرپ و تجمیع و ترجمه ماشینی بود. و روش پتنت هم شناسایی و کمی سازی جنبه های مختلف اثر متنیه، بدون اینکه بگه کدوم جنبه. این پتنت دنباله هم داره، یعنی آمازون بعد از اعطای نسخه اول یه continuation ثبت کرده.

پتنت US20150195224A1 Method and system for classifying man vs. machine generated e-mail — Yahoo Inc

لنگر تاریخی دوم، پیش از مدلهای زبانیپتنت یاهو در سال 2014. کنار پتنت 2012 آمازون که بذارینش، معلوم میشه صنعت پیش از مدلهای زبانی چه چیزی رو متن ماشینی میدونست، یعنی ایمیل انبوه و اسکرپ و تجمیع، نه چیزی که امروز ازش حرف میزنیم.

priority 2014published as US20150195224A1granted as US10778618B2
پتنت US20180150752A1 Identifying artificial intelligence content — NewsRx LLC

گره اصلی شبکه استناداین همون سندیه که خودش به جایی نرسید ولی خیلیها بهش استناد کردن. وضعیتش رها شده است، یعنی هیچوقت پیگیری نشد تا اعطا بشه. ولی گوگل، آی بی ام، اینتل، سامسونگ، هواوی و اوریجینالیتی همه بهش استناد کردن.

filed 2016-11-30published 2018-05-31status: abandoned

محتواش برای یه سئوکار خواندنیه. دو چیز تعریف میکنه. اول فهرستی از دامنه ها و نشانیها و آی پی هایی که قبلا به عنوان منبع محتوای هوش مصنوعی شناسایی شدن. دوم فهرستی از الگوها. و در تصویرهای پتنت نشون میده صفحه نتایج جستجو چطور تغییر میکنه تا درصد محتوای هوش مصنوعی هر نتیجه رو نشون بده.

پتنت

و این تنها جای کل تحقیق منه که یه آستانه عددی واقعی برای الگوی متن هوش مصنوعی نوشته شده. در همین سند رها شده سال 2016.

content having at least 60% of the sentences in subject-verb-object format US20180150752A1, NewsRx LLC, paragraph on the AI pattern list, filed 2016-11-30, abandoned
پتنت US12253988B1 Text analysis and verification methods and systems — Originality.ai Inc

تنها پتنت اعطاشده و فعال یه ابزار تجاریمال همون شرکتیه که تنها ابزار تجاری با پشتیبانی رسمی فارسیه. ادعای مستقل شماره یک شش گام داره. گام تشخیص هوش مصنوعی دقیقا یه خطه و هیچ روشی نداره. ادعای شماره سه فقط اینقدر اضافه میکنه که تحلیل شامل ارزیابی ویژگی سبکی و ساختاریه.

provisional 2023-10-17filed 2024-03-08granted 2025-03-18also CA3232501A1

و تنها توضیح روشی در کل شرح پتنت اینه که تمایزها میتونه از الگوهای تکراری معمول خروجی هوش مصنوعی تا نبود زیرلایه های احساسی که معمولا در نوشتار انسانی هست رو دربر بگیره. هیچ آستانه ای، هیچ ویژگی نام برده ای، هیچ عددی.

پتنت

این کل چیزیه که ادعای مستقل درباره تشخیص هوش مصنوعی میگه. حالا مقایسه کن با گام دیگه همون ادعا، که میگه معیارهای سئوی متن با معیارهای سئوی حداکثر ده نشانی رقیب مقایسه بشه. اونجا عدد هست.

determine whether the text is generated by an artificial intelligence mechanism US12253988B1, Originality.ai Inc, independent claim 1, granted 2025-03-18

نکته حقوقیش اینه که اون گام سئو داخل ادعای مستقل نشسته، نه ادعای وابسته. یعنی برای گرفتن پتنت لازم بوده. یعنی گام تشخیص هوش مصنوعی به تنهایی در برابر سوابق پیشین قابل ثبت نبوده.

پنج سند اصلی این حوزهوضعیت حقوقی و تاریخ اولویت

شماره پتنتمالکتاریخ اولویتوضعیت
US9372850B1Amazon Technologies2012-12-19اعطا شده، دنباله دارد
US20150195224A1Yahoo Inc2014منتشر شده، بعدا اعطا شد (US10778618B2)
US20180150752A1NewsRx LLC2016-11-30رها شده
US12253988B1Originality.ai Inc2023-10-17اعطا شده و فعال
US12556402B2IBM2023-08-18اعطا شده در 2026

و یه سند جالب دیگه هم هست که مسیرش کاملا متفاوته. پتنت US11853708B1 که سال 2023 اعطا شده و مخترعش یه شخص حقیقیه. به جای تحلیل متن، واژه ها و عبارتهای نسبتا کمیاب متن رو انتخاب میکنه و از کسی که ادعای نویسندگی داره درباره فهم همون واژه ها سوال میکنه. یعنی نویسنده رو میسنجه نه متن رو.

چرا عدد ابزارها سند نیست

بزرگترین تست مستقل چند ابزاری این حوزه، مقاله دسامبر 2023 در مجله بین المللی درستی آموزشیه. چهارده ابزار، 54 سند که حقیقت پایه شون معلوم بود، در مجموع 756 تست. و تفکیک نتایج بر اساس نوع سند، دقیقا همون چیزیه که هیچ ابزاری روی سایتش نمینویسه.

human, English 96% AI, unmodified 74% AI + human edit 42% AI + AI paraphrase 26% mean accuracy, percent 0
Fig 2. Mean accuracy by document type across 14 detection tools. Weber-Wulff et al., Int. J. for Educational Integrity 19:26, 2023. 54 documents, 756 tests.

متن انسانی انگلیسی، دقت 96 درصد. متن خام هوش مصنوعی، 74 درصد. همون متن با یه ویرایش سبک انسانی، 42 درصد. و همون متن با بازنویسی ماشینی، 26 درصد. هیچ ابزاری در کل تست به 80 درصد دقت نرسید و فقط پنج تاشون از 70 درصد رد شدن.

و یافته ای که برای مخاطب ایرانی حیاتیه. متن انسانی که به زبان دیگه ای نوشته شده و بعد ماشینی به انگلیسی ترجمه شده، دقت رو 20 درصد پایین آورد. یعنی ترجمه ماشینی رد پای هوش مصنوعی در متن انسانی جا میذاره.

نرخ مثبت کاذب بین ابزارها از صفر درصد تا 50 درصد نوسان داشت و نرخ منفی کاذب از 8 درصد تا 100 درصد. یعنی یکی از ابزارها هیچ متن هوش مصنوعی رو تشخیص نداد.

و ابزاری که از همین تست بیرون موند

همین جا یه نکته هست که دقیقا به سوال این بخش برمیگرده، یعنی چرا عدد یه ابزار سند نیست. تو همون مقاله چهارده ابزاری، ابزار GLTR رو از تست حذف کردن، چون اصلا حکم صادر نمیکنه و فقط پیشبینی پذیری هر واژه رو رنگی نشون میده. یعنی تنها ابزاری که از تست بیرون موند، دقیقا همونی بود که به کاربر عدد و درصد قطعی نمیداد.

در کنارش دو ابزار متن باز دیگه هم هست که صفر شات کار میکنن، یعنی DetectGPT و نسخه سریعترش. اینها هم عدد نهایی نمیدن و روششون قابل بازرسیه، برخلاف ابزارهای تجاری که فقط یه درصد نشون میدن.

سوگیری علیه نویسنده غیر بومی

مقاله ژوئیه 2023 دانشگاه استنفورد در مجله Patterns. هفت ابزار تجاری روی 91 مقاله آزمون تافل. بیش از 61 درصد اون مقاله های انسانی به عنوان تولید هوش مصنوعی برچسب خوردن، در حالی که دقت روی انشای دانش آموزان کلاس هشتم آمریکا تقریبا کامل بود.

علتش رو هم خودشون توضیح دادن. متن نویسنده غیر بومی سرگشتگی (perplexity) پایینتری داره چون تنوع واژگانی کمتری داره، و دقیقا همون چیزیه که ابزار به عنوان نشانه ماشین میخونه. وقتی از یه مدل خواستن واژگان همون مقاله ها رو غنیتر کنه، برچسب هوش مصنوعی کم شد.

OpenAI · 2023-07-20

اعتراف خود سازنده

شرکت اوپن ای آی طبقه بند متنش رو تعطیل کرد. عدد خودشون در اعلامیه اولیه، 26 درصد تشخیص درست متن ماشینی و 9 درصد برچسب اشتباه روی متن انسانی بود. دلیل تعطیلی رو نرخ پایین دقت نوشتن.

arXiv 2303.11156

بازنویسی بازگشتی

پژوهش دانشگاه مریلند و هاروارد نشون داد حمله بازنویسی بازگشتی، نرخ تشخیص درست واترمارک رو در نرخ مثبت کاذب یک درصد، از 99.3 درصد به 9.7 درصد میرسونه. کیفیت متن هم فقط کمی افت میکنه.

و مقاله سال 2025 در یافته های کنفرانس ACL که مجموعه داده ای با حدود 14.7 هزار نمونه ساخت و دوازده ابزار روز رو روش تست کرد. نتیجه اینکه ابزارها متن انسانی که فقط کمی با هوش مصنوعی ویرایش شده رو هم مرتب برچسب میزنن و اصلا نمیتونن درجه دخالت رو از هم جدا کنن. یعنی دقیقا همون کاری که بیشتر نویسنده ها میکنن.

و در آخر معیار RAID در کنفرانس ACL سال 2024. بیش از 6 میلیون نمونه، یازده مدل، هشت دامنه و یازده حمله خصمانه. جمله اول چکیده شون مستقیم به همین موضوع میزنه، که خیلی از ابزارهای تجاری ادعای 99 درصد یا بالاتر دارن ولی تعداد کمی از اونها روی مجموعه داده مشترک ارزیابی شدن. وقتی ارزیابی شدن، با حمله خصمانه و مدل ندیده به راحتی فریب خوردن.

وضعیت زبان فارسی

اینجا جاییه که کل ماجرا برای ما فرق میکنه، و کسی توی بازار فارسی دربارش حرف نزده.

شرکت کوپی لیکس در مستندات رسمی خودش سی زبان رو برای تشخیص هوش مصنوعی فهرست کرده. عربی هست، عبری هست، ترکی هست، هندی هست. فارسی در این فهرست نیست. یعنی وقتی متن فارسی رو داخلش میذاری، مدل روی زبانی کار میکنه که براش آموزش ندیده و باز هم بهت یه عدد با اطمینان نشون میده.

OFFICIAL LANGUAGE SUPPORT Copyleaks Arabic Hebrew Turkish Hindi +26 more no fa GPTZero English German Arabic Korean +6 more no fa Originality.ai multilingual model, Oct 2025 fa no independent third-party evaluation of Persian performance exists
MATRIX — Persian in vendor documentation, as of the vendors' own published language lists.

ابزار جی پی تی زیرو هم رسما انگلیسی و آلمانی و پرتغالی و فرانسوی و اسپانیایی رو کامل پشتیبانی میکنه و اخیرا عربی و کره ای و ژاپنی و چینی و ایتالیایی اضافه کرده. فارسی در فهرست رسمیشون نیست.

یه تله واقعی برای کاربر فارسی زبان

سایتی هست که خودش رو با نام مشابه جی پی تی زیرو معرفی میکنه، ادعای شانزده زبان از جمله فارسی و 99 درصد دقت داره، و جی پی تی زیروی اصلی نیست. اصلی روی دامنه gptzero.me است. قبل از اینکه به عدد یه ابزار رایگان استناد کنی، دامنه رو چک کن.

تنها ابزار تجاری بزرگی که رسما فارسی داره اوریجینالیتی است. مدل چند زبانه شون که 28 اکتبر 2025 منتشر شد، برای فارسی این عددها رو داده. دقت 98.91 درصد، مثبت کاذب 1.18 درصد و منفی کاذب 1.00 درصد.

ولی این عدد رو باید با احتیاط خوند. معیار خودشونه، روی مجموعه داده خودشون با 127150 نمونه که خودشون ساختن. یعنی دقیقا همون چیزی که معیار RAID دربارش هشدار داد. هیچ ارزیابی مستقل شخص ثالثی از عملکرد فارسی این ابزار وجود نداره.

تنها معیار دانشگاهی که فارسی داره

یه ارزیابی مستقل واقعی هم هست، منتها نه روی اوریجینالیتی، روی یه مدل جدا. مقاله دانشگاه فنی مونیخ در کارگاه NLP4PI کنفرانس EMNLP سال 2024. چهار زبان انگلیسی و ترکی و مجاری و فارسی، با مولدهایی مثل بلومزی و لاما و میسترال و جی پی تی چهار.

در تست خارج از دامنه، فارسی بالاترین نمره ها رو گرفت. مثلا برای متن جی پی تی چهار نمره اف یک برابر 0.99 در حالی که انگلیسی 0.45 و ترکی 0.34 بود. ولی خود نویسنده ها علتش رو نوشتن. احتمالا به خاطر کوتاهتر بودن متنهای فارسی. ضمنا یکی از مدلها اصلا نتونست روی داده خبری فارسی آموزش ببینه و مجبور شدن مدل جدا بیارن، و بیشتر داده های پرت طولی هم از تولیدات فارسی بود.

به زبون ساده، عدد 0.99 نشون نمیده فارسی ذاتا راحتتر تشخیص داده میشه. برداشت من اینه که نشون میده مدلهای نسل 2024 فارسی رو ناشیانه تر مینوشتن و همین ناشیانگی راحتتر دیده میشد. مدلهای امروز فارسی روانتر مینویسن و اون معیار دیگه به همون شکل معتبر نیست.

و یه سند تکمیلی. مقاله ای با شناسه arXiv 2401.12070 صریح مینویسه در زبان های کم نمود، نرخ مثبت کاذب پایین میمونه ولی متن ماشینی معمولا انسانی طبقه بندی میشه. یعنی recall (فراخوانی) ضعیفه.

یه ابزار فارسی که میتونی خودت اجراش کنی

همون تیم دانشگاه فنی مونیخ، طبقه بندهایی که برای اون مقاله ساخته رو با مجوز باز روی HuggingFace منتشر کرده. نسخه فارسیش روی پایه XLM-RoBERTa ساخته شده و 125 میلیون پارامتر داره. مجموعه داده آموزشیش هم علنیه.

پژوهش neural-news-discriminator-RoBERTa-fa tum-nlp · open weights, open training data

محدودیتش همونیه که بالاتر گفتم، یعنی روی خبر فارسی و مولدهای سال 2024 آموزش دیده و نباید ازش انتظار معجزه داشت.

125M paramsbase: XLM-RoBERTatrained on 2024 generators

ولی یه تفاوت اساسی با ابزارهای تجاری داره. اینجا میتونی وزنها و داده آموزشی و روش رو ببینی. اونجا فقط یه عدد بهت میدن و هیچی درباره اینکه اون عدد از کجا اومده نمیگن. و این مدل رو تا جایی که من دیدم، تو بازار فارسی هیچکس معرفی نکرده.

و نکته ای که کل چک لیستای ترجمه شده رو باطل میکنه

تمام الگوهای دستوری که با مجموعه بایبر اندازه گرفتیم، روی انگلیسی سنجیده شدن. اون مجموعه ویژگی اصلا برای دستور انگلیسی ساخته شده.

جمله واره وجهی حال، مجهول بی فاعل و اسم سازی، معادل فارسیشون رو هیچکس اندازه نگرفته. هر کسی اون فهرست رو ترجمه کنه و به عنوان چک لیست فارسی بده، داره یافته یه زبان دیگه رو جا میزنه.

چقدر از وب اصلا هوش مصنوعیه

بعد از این همه بحث دستوری و ابزار، بد نیست یه قدم عقب بریم و ابعاد کلی ماجرا رو ببینیم. دو تا پژوهش بزرگ روی خود وب انجام شده.

اهرفس در آوریل 2025 روی 900 هزار صفحه تازه شمرد. دو و نیم درصد کاملا تولید هوش مصنوعی، بیست و پنج و هشت دهم درصد کاملا انسانی، و هفتاد و یک و هفت دهم درصد ترکیبی. یعنی حالت غالب وب نه این طرفه نه اون طرف، ترکیبیه.

و پژوهش دوم روی 65 هزار نشانی از پیکره عمومی وب. سهم مقاله های عمدتا تولید هوش مصنوعی در مه 2025 حدود 51.7 درصد گزارش شده.

ولی عددی که مستقیم به کار یه سئوکار میخوره سومیه. طبق همون پژوهش، هشتاد و شش درصد مقاله هایی که در گوگل رتبه میگیرن انسانی نوشته شدن، و هشتاد و دو درصد مقاله هایی که چت بات ها بهشون ارجاع میدن هم انسانی هستن.

900K NEW PAGES · AHREFS · APR 2025 71.7% hybrid 25.8% human ▲ 2.5% fully AI-generated SHARE WRITTEN BY HUMANS · GRAPHITE · MAY 2025 articles ranking in Google 86% articles cited by chatbots 82% counted with commercial detectors. order of magnitude, not precision
Fig 4. Volume of machine-written pages against the share of pages that actually rank. Both studies were run by companies with a commercial stake in the result.

یعنی حجم تولید ماشینی بالا رفته ولی سهمش از نتایج بالا نرفته.

ولی این عددها رو با احتیاط بخون

هر سه عدد با ابزارهای تشخیص شمرده شدن، یعنی دقیقا همون ابزارهایی که در همین مقاله نشون دادیم روی متن ویرایش شده تا 42 درصد و روی متن بازنویسی شده تا 26 درصد سقوط میکنن.

پس اینها ترتیب بزرگی رو نشون میدن نه عدد دقیق رو. و هر دو پژوهش کار شرکتهایی است که خودشون در همین بازار ذینفعن، یکی ابزار سئو میفروشه و اون یکی خدمات محتوا.

پلتفرمها واقعا چه کار میکنن

یه تصور رایج هست که میگه پلتفرمهای بزرگ هنوز کاری نکردن و محتوای ماشینی آزادانه همه جا پخش میشه. این درست نیست. یوتیوب و گوگل و لینکدین و آمازون و اسپاتیفای، همه سیستم دارن و همه اش هم مستند و علنیه. ولی وقتی اسنادشون رو دونه به دونه میخونی، یه الگوی مشترک بیرون میاد که با چیزی که بازار فکر میکنه فرق داره.

هیچکدوم از این پلتفرمها دنبال این نیستن که بفهمن متن رو آدم نوشته یا ماشین. چیزی که هدف میگیرن رفتار و مقیاسه، نه ابزار.

پنج پلتفرم، پنج سند علنیچه چیزی هدف گرفته شده

پلتفرمچه سیستمی داردچه چیزی را هدف میگیردتاریخ سند
YouTubeسیاست محتوای غیر اصیل در برنامه شرکا، به علاوه افشای اجباری محتوای مصنوعی واقع نماتولید انبوه و قالبی، و فریب بیننده. نه نویسنده ماشینی2024-03 و 2025-07-15
Google Searchسیاست سواستفاده مقیاس پذیر در مستندات اسپمتولید انبوه صفحه بدون ارزش افزوده، فارغ از روش ساخت2024-03
LinkedInطبقه بند محتوای بی کیفیت، دکمه گزارش کاربر، و حذف ابزار نگارش خودشپست عمومی بدون دیدگاه، کامنت رباتی، اتوماسیون در مقیاس2026-05-20 و 2026-07-30
Amazon KDPافشای اجباری هنگام انتشار، به علاوه سقف روزانه انتشارانتشار انبوه2023-09
Spotifyفیلتر اسپم، سیاست جعل هویت، و افشای استاندارد در شناسنامه اثرآپلود انبوه و جعل صدای هنرمند و کلاهبرداری در حق پخش2025-09-25

یوتیوب، صریحترین سند این حوزه

یوتیوب پونزدهم جولای 2025 اسم سیاست «محتوای تکراری» رو گذاشت «محتوای غیر اصیل» و توضیح داد که این سیاست شامل محتوای قالبی و تولید انبوه هم میشه. رسانه ها این رو تیتر زدن که یوتیوب محتوای هوش مصنوعی رو حذف درآمد میکنه، ولی متن خود یوتیوب اصلا این رو نمیگه.

سند دومش از این هم روشنتره. مارس 2024 یوتیوب افشای محتوای دستکاری شده یا مصنوعی رو اجباری کرد، ولی فقط برای محتوای واقع نما که بیننده ممکنه با واقعیت اشتباه بگیره. و در همون اعلامیه، خط مرزی رو با صراحت کشید.

سند رسمی

یوتیوب مینویسه اگه از ابزار تولیدی برای بهره وری استفاده شده، مثل نوشتن متن و ایده و زیرنویس خودکار، نیازی به افشا نیست. یعنی متن ماشینی به تنهایی اصلا موضوع سیاست نیست. چیزی که موضوعه، واقع نما بودن و امکان فریبه.

We won't require creators to disclose if generative AI was used for productivity YouTube Blog, How we're helping creators disclose altered or synthetic content, March 18, 2024

لینکدین، تازهترین و نزدیکترین سند به کار ما

بیستم مه 2026، لینکدین اعلام کرد سیستمی راه انداخته که محتوای بی کیفیت ماشینی رو تشخیص بده. لورا لورنزتی، معاون و سردبیر اجرایی تحریریه جهانی لینکدین، در پستی با عنوان واقعی نگه داشتن گفتگوها این رو توضیح داد.

جزئیاتش رو دقیق بخون، چون برای کسی که در لینکدین منتشر میکنه مستقیم اثر داره. پست حذف نمیشه، ولی از پیشنهاد به بیرون از شبکه فالوورها کنار گذاشته میشه. یعنی برای فالوورهای خودت دیده میشه و برای بقیه نه. سه چیز هدف گرفته شده. پست عمومی بدون دیدگاه مشخص، کامنت رباتی یا کامنتی که فقط خود پست رو تکرار میکنه، و ابزارهای اتوماسیون که در مقیاس تولید میکنن.

روش ساختش هم اعلام شده. تحریریه انسانی هزاران پست رو دستی برچسب زده و با همون داده، مدل آموزش دیده. لینکدین ادعا کرده در تستهای اولیه، 94 درصد مواقع محتوای عمومی ماشینی رو درست تشخیص داده.

سند رسمی

و این جمله خود لینکدین است که کل موضع رو خلاصه میکنه. استفاده از ابزار برای کمک به نوشتن اشکالی نداره، ولی پست و کامنت باید صدای خودت و دیدگاه خودت رو نشون بده. و ارزش نهایی از آدم پشت ابزار میاد.

It's ok to use AI to help you write Laura Lorenzetti, Keeping conversations real on LinkedIn, May 20, 2026

و کاری که لینکدین دو ماه بعد با ابزار خودش کرد

سی ام جولای 2026 لینکدین گزینه ای به منوی هر پست اضافه کرد که کاربر بتونه محتوا رو به عنوان محتوای بی کیفیت ماشینی علامت بزنه. علامت خوردن باعث حذف پست نمیشه، ولی به همون طبقه بند خوراک میده و توزیع بیرون از شبکه خودت رو کم میکنه.

ولی کار مهمتر روز بعدش بود. لینکدین ابزار نگارش خودش رو که با اسمهایی مثل نوشتن با هوش مصنوعی و بهبود پست به کاربر پولی فروخته میشد کامل برداشت، و جاش یه غلط گیر گذاشت که فقط ایراد نگارشی رو درست میکنه و به لحن دست نمیزنه. یعنی همون شرکتی که تا دیروز ابزار تولید متن به کاربرش میفروخت، خودش اون دکمه رو حذف کرد.

عدد دیگه ای هم که در همون اعلامیه اومد، مقیاس رو نشون میده. لینکدین گفته روزانه صدها هزار تلاش برای ثبت کامنت خودکار رو مسدود میکنه.

سند رسمی

و جمله مدیر ارشد محصول لینکدین در همون اعلامیه، لحن ماجرا رو نشون میده. اولویت اول بودن یه چیز برای یه پلتفرم در این ابعاد، یعنی از سطح سیاست نوشتاری رد شده و به سطح محصول رسیده.

AI slop is a top priority for all of us Hari Srinivasan, Chief Product Officer, LinkedIn, announcement post, July 30, 2026

آمازون و اسپاتیفای، همون الگو در دو صنعت دیگه

آمازون در سپتامبر 2023 دو کار همزمان کرد. افشای محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی رو هنگام انتشار اجباری کرد، و سقف روزانه انتشار عنوان تازه رو پایین آورد. نکته اینجاست که آمازون بین محتوای تولیدشده و محتوای کمک گرفته شده تفکیک قائل شده. اگه خودت نوشتی و ابزار فقط ویرایش یا ایده پردازی کرده، اصلا افشا لازم نیست.

اسپاتیفای بیست و پنجم سپتامبر 2025 اعلام کرد در دوازده ماه گذشته بیش از 75 میلیون قطعه اسپم رو حذف کرده و سه سیاست تازه گذاشته. منع جعل صدای هنرمند، فیلتر اسپم برای آپلود انبوه و دستکاری فراداده، و پشتیبانی از یه استاندارد صنعتی افشا در شناسنامه اثر که مشخص میکنه هوش مصنوعی دقیقا کجای کار استفاده شده، مثلا فقط در میکس یا فقط در یه ساز.

و خود اسپاتیفای یه محدودیت رو صریح نوشته که مهمه. چون این افشا به اعلام خود هنرمند وابسته است، نبودن برچسب روی یه قطعه به این معنی نیست که هوش مصنوعی در کار نبوده.

سند رسمی

و موضع رسمی اسپاتیفای در همون اعلامیه، صریحترین جمله ای است که یه پلتفرم بزرگ در این باره گفته. تمام موسیقی به یه شکل رفتار میشه، فارغ از ابزاری که باهاش ساخته شده.

all music is treated equally, regardless of the tools used to make it Spotify Newsroom, Spotify Strengthens AI Protections for Artists, Songwriters, and Producers, September 25, 2025

الگوی مشترک هر پنج پلتفرم

USING AN AI TOOL not restricted by any of the five ALLOWED SCALE · BEHAVIOUR · DECEPTION mass upload, templated output, automation, impersonation TARGETED TYPICAL CONSEQUENCE reduced distribution, rarely removal WHERE PRECISION WAS NEEDED creator disclosure at source, not detection after the fact
FLOW — The shared pattern across YouTube, Google Search, LinkedIn, Amazon KDP and Spotify, read from their own published policy documents.
  1. هیچکدوم استفاده از ابزار رو ممنوع نکردن. هر پنج تا صریح گفتن ابزار مشکلی نداره.
  2. چیزی که هدف گرفته شده مقیاس و رفتاره. آپلود انبوه، قالب تکراری، اتوماسیون، جعل هویت.
  3. جایی که سراغ خود محتوا رفتن، معیارشون فریب بوده نه نویسندگی. یوتیوب فقط محتوای واقع نما رو مشمول افشا کرده.
  4. مجازات معمولا حذف نیست، کاهش توزیعه. لینکدین پست رو نگه میداره و فقط پیشنهادش نمیده. اسپاتیفای هم فیلترش در سطح پیشنهاده.
  5. و در نهایت هر جا خواستن دقیق باشن، رفتن سراغ افشای خود تولیدکننده، نه تشخیص. آمازون چک باکس گذاشته، اسپاتیفای استاندارد فراداده، یوتیوب کلید افشا در استودیو.

سه چیزی که در این اسناد باید با احتیاط خوند

اول اون عدد 94 درصد لینکدین. معیار خودشونه و نرخ مثبت کاذبش منتشر نشده. یعنی دقیقا همون مشکلی که در همین مقاله درباره معیار ابزارهای تجاری گفتیم.

دوم اینکه لینکدین بعضی از نشانه های سطحی که مدلش دنبالشون میگرده رو علنی نام برده. مشکل نام بردن علنی یه نشانه اینه که از فردا هر تولیدکننده انبوه اون رو از خروجیش حذف میکنه، و نشانه فقط برای آدمهای عادی باقی میمونه. این همون رفتار خصمانه ای است که معیار رید مستندش کرد.

و سوم، خطرناکترینش. وقتی گزارش کاربر به طبقه بند خوراک میده، سوگیری خود کاربرها هم وارد مدل میشه. کسی که نثرش برای خواننده ناآشناست یا ساختار جمله اش یکنواخته بیشتر علامت میخوره، فارغ از اینکه واقعا با ابزار نوشته یا نه. لینکدین تا امروز نه گزارشی از توزیع این علامتها منتشر کرده و نه راهی برای اعتراض تولیدکننده. یعنی همون سوگیری علیه نویسنده غیر بومی که مقاله استنفورد اندازه گرفت، این بار به شکل جمعی بازتولید میشه.

چک لیستی که واقعا کار میکنه

اگه تا اینجا خوندی، منطق چک لیست باید معلوم شده باشه. از تشخیص سبک باید بریم سراغ راستی آزمایی ادعا. دلیلش ساده است. شکست واقعی محتوای ماشینی در سبک نیست، در جزئیات غیرقابل ردیابیه. و این تقریبا همون فلسفه ایه که گوگل هم به ارزیاب خودش داده، یعنی رفتار رو نگاه کن نه سبک رو.

  1. دنبال ادعای ابطال پذیر بگرد. متن ماشینی پر از جمله های درست ولی توخالیه. اگه ده پاراگراف خوندی و هیچ چیزی نبود که بشه غلط بودنش رو ثابت کرد، این خودش نشونه است.
  2. تجربه دست اول رو جدا کن. جمله ای که فقط کسی که کار رو کرده میتونه بنویسه، مثل عددی از پنل خودش یا اشتباهی که مرتکب شده، در متن ماشینی تقریبا هیچوقت نیست.
  3. تناقض داخلی رو چک کن. متن طولانی ماشینی معمولا یه جای اول متن چیزی میگه که با یه جای پایینتر جور درنمیاد.
  4. هر عدد و تاریخ و نام مقاله رو باز کن. اگه متن به یه پژوهش ارجاع میده، برو ببین اون پژوهش وجود داره و عدد داخلش همونه.
  5. نویسنده رو ردیابی کن. اسم واقعی داره، جای دیگه ای نوشته، راه تماس داره، سابقه داره. این همون منطقیه که خود گوگل در شماره 4.5.3 راهنماش دنبال میکنه، فقط از زاویه معکوس.
  6. اگه ابزار میزنی، حداقل دو تا بزن و عدد رو به عنوان سرنخ بخون نه حکم. و اگه متن فارسیه، اول چک کن اون ابزار اصلا فارسی رو پشتیبانی میکنه یا نه.

نتیجه گیری خود مقاله چهارده ابزاری هم همینه. اونجا نوشتن که گزارش این ابزارها هیچ شواهدی ارائه نمیدن و نمیتونن تنها مبنای اتهام باشن، و کسی که فقط بر این اساس متهم بشه، هیچ راهی برای دفاع نداره.

چیزی که این اسناد ثابت نمیکنن

این قسمت رو همیشه مینویسم، چون بدون این، همین مقاله هم میشه یکی دیگه از همون ادعاهای بی سند.

اول اینکه این اسناد ثابت نمیکنن گوگل محتوای هوش مصنوعی رو جریمه میکنه. مستندات رسمی گوگل هیچ جا ادعای تشخیص متن هوش مصنوعی نمیکنن و صریح میگن استفاده از ابزار تولیدی به تنهایی نمره رو تعیین نمیکنه. چیزی که سیاست گوگله، تولید انبوه صفحه بدون ارزش افزوده است، فارغ از اینکه چطور ساخته شده.

دوم اینکه ثابت نمیکنن تشخیص غیرممکنه. فقط نشون میدن تا امروز هیچ روش تشخیصی به اندازه ای مشخص نبوده که بشه اون رو به تنهایی ثبت کرد، و هیچ ابزاری در تست مستقل به دقت قابل اتکا نرسیده.

سوم و مهمتر از همه، هیچکدوم از این اسناد درباره یه سند مشخص حکم نمیدن، فارسی یا غیر فارسی. مقاله پابمد برای رسیدن به عددش 15 میلیون چکیده لازم داشت. مقاله PNAS روی پیکره خودش کار میکنه و بیرون اون به حدس تصادفی میرسه. اینها ابزار سنجش جمعیت هستن، نه ابزار قضاوت درباره یه سند.

چهارم اینکه عددهای سهم محتوای ماشینی در وب هم قطعی نیستن. هر دو پژوهش کار شرکتهای ذینفع بوده و با همون ابزارهایی شمرده شدن که خطاشون در همین مقاله مستند شده.

و آخرین نکته. همه عددهای دستوری این مقاله مربوط به نسل مدلهای سال 2024 هستن. مدلهای امروز همونها نیستن. هر الگویی که اینجا خوندی تاریخ انقضا داره، و به نظرم اون تاریخ نزدیکه.

نظر من

شهرام رهبری

از اینجا به بعد سند نیست. هر چی تا اینجا خوندی به یه پتنت یا مستند رسمی یا مقاله داوری شده وصل بود. این قسمت نظر شخصی منه و عمدا جدا نوشته شده.

اول یه چیز رو صاف بگم. من مخالف ابزار نیستم. خودم استفاده میکنم و همین مقاله هم قسمتی از جمع آوری منابعش با ابزار انجام شده. کسی که بگه از ابزار استفاده نمیکنم، به نظر من یا دروغ میگه یا داره کندتر از حد لازم کار میکنه.

حرف من چیز دیگه ایه. سوالی که بازار میپرسه از پایه غلطه. سوال «این متن با هوش مصنوعی نوشته شده یا نه» هیچ جوابی نداره که بشه بهش تکیه کرد، و کل این مقاله همین رو نشون داد. سوال درست اینه که اگه یه جمله از این متن غلط از آب دربیاد، کی جوابگوئه.

THE QUESTION THE MARKET ASKS Was this written by AI? answered by a tool · no evidence you can show anyone impossible to contest · biased against non-native writers NO RELIABLE ANSWER THE QUESTION WORTH ASKING Who answers if a claim here is wrong? answered by a person · every claim checkable at source falsifiable on its face · independent of the tool used ALWAYS ANSWERABLE
CONTRAST — Two questions routinely treated as one. Only the second has an answer that survives being challenged.

این دو تا سوال کاملا فرق دارن. اولی درباره ابزاره و جوابش با هیچ ابزاری قطعی نیست. دومی درباره آدمه و جوابش همیشه معلومه.

چرا فکر میکنم دنبال درصد رفتن دام است

وقتی یه ابزار بهت میگه هفتاد و سه درصد، تو یه عدد گرفتی و هیچ چیز دیگه ای نگرفتی. نه میدونی از کجا اومده، نه میتونی به کسی نشونش بدی، نه اگه اشتباه باشه راهی برای اثباتش داری. مقاله چهارده ابزاری همین رو نوشت، که کسی که با این عددها متهم بشه هیچ راهی برای دفاع نداره.

و یه لایه دیگه هم هست که برای ما بیشتر میسوزه. مقاله استنفورد نشون داد بیش از 61 درصد متنهای نویسنده های غیر بومی به اشتباه ماشینی برچسب خوردن. یعنی همین سیستمی که قراره عدالت برقرار کنه، از اول به ضرر ماست. اگه فردا این عددها در بازار ایران معیار قضاوت بشن، کسی که بیشترین ضرر رو میکنه نویسنده ایرانیه، نه اسپمر.

و حالا که لینکدین دکمه گزارش رو دست خود کاربرها داده، به نظرم این خطر دیگه صرفا نظری نیست. علامت زدن دیگه نیاز به ابزار نداره، کافیه نثر یه نفر به چشم یه نفر دیگه ناآشنا بیاد.

پس وقتی من میگم دنبال ابزار نرو، از سر ساده گیری نیست. از این سره که این ابزار در دست ما به ضرر خودمون کار میکنه.

کاری که خودم میکنم

در کمپینهای رپورتاژ که برای مشتری اجرا میکنم، تمام محتوا رو قبل از انتشار میخونم. ولی معیارم عدد هیچ ابزاری نیست. سه تا چیز رو نگاه میکنم.

  1. ادعای متن قابل راستی آزماییه یا نه. اگه هیچ جمله ای توش نیست که بشه غلط بودنش رو ثابت کرد، متن به درد نمیخوره حتی اگه یه آدم نوشته باشدش.
  2. یه چیزی توش هست که فقط کسی که کار رو کرده میتونه بنویسه. یه عدد از پنل، یه اشتباهی که مرتکب شده، یه جزئیاتی که در هیچ منبع عمومی نیست.
  3. پشت متن یه آدم قابل ردیابی ایستاده یا نه.

هر سه تا این معیارها مستقل از ابزارن. متنی که این سه تا رو داشته باشه، برام فرقی نمیکنه با چه ابزاری تایپ شده. متنی که نداشته باشه، حتی اگه دستی نوشته شده باشه رد میکنم.

و اتفاقا اسناد پلتفرمها هم دقیقا همین رو میگن. هیچکدوم ابزار رو ممنوع نکردن، همه رفتن سراغ مقیاس و رفتار و فریب. لینکدین صریح نوشته ارزش نهایی از آدم پشت ابزار میاد. این همون حرفیه که من سالهاست در کلاسها میزنم، فقط حالا یه پلتفرم بزرگ هم نوشتتش.

چیزی که فکر میکنم جلوتر اتفاق میفته

به نظرم مسیر تشخیص سبک متن به جایی نمیرسه. همین چند نمونه ای که تو این مقاله دیدیم هم نشون میدن بعضی بازیگرها دارن سراغ مسیرهای دیگه میرن. دیپ مایند سراغ واترمارک رفته. آمازون و اسپاتیفای سراغ افشای خود تولیدکننده رفتن. لینکدین هم ابزار نگارش خودش رو حذف کرد و جاش یه غلط گیر گذاشت. این نمونه ها حداقل نشون میدن راهکار عملی فقط پیدا کردن الگوی زبانی متن نیست.

و اون چیزی که ارزشش بالا میره دقیقا همون چیزیه که ابزار نمیتونه تولیدش کنه. تجربه دست اول، عدد واقعی از یه پروژه واقعی، و اشتباهی که خودت کردی و حاضری بنویسیش. اینها رو نمیشه از هیچ مدلی خواست چون در هیچ داده آموزشی نیستن.

جمله آخر. اگه نگرانی که محتوات ماشینی به نظر برسه، وقتت رو صرف صیقل دادن جمله ها نکن. یه چیزی به متن اضافه کن که هیچکس جز تو نمیتونست بنویسدش. اون یه جمله، از هر ابزار پاکسازی بهتر جواب میده.

و یه چیزی که خودم هنوز جوابش رو ندارم

اگه کسی قضاوت درستی داره ولی نوشتنش ضعیفه و با ابزار متنش رو روان میکنه، از نظر من متن ارزشمندیه. ولی هیچ سیستمی نمیتونه این آدم رو از کسی که پست رقیب رو برداشته و بازنویسی کرده جدا کنه. هر دو از بیرون یه شکلن.

من جواب این رو ندارم و فکر میکنم فعلا هیچکس نداره. هر کسی بهت گفت جواب داره، اول ازش سند بخواه.

منابع

هر چیزی که در این مقاله خوندی، از یکی از این اسناد اومده. هیچکدوم از بلاگ سئو نقل نشده.

سند رسمی
پتنت
پژوهش
پژوهش صنعتی

مهر سند

  • پتنتهشت سند از اداره ثبت اختراع آمریکا، شامل یه پتنت رها شده و یه پتنت اعطاشده و فعال
  • سند رسمیدوازده مستند منتشر شده، شامل راهنمای ارزیاب های گوگل و اعلامیه رسمی پنج پلتفرم
  • پژوهشچهارده مقاله داوری شده یا کنفرانسی با دسترسی عمومی
  • پژوهش صنعتیدو پژوهش شرکتی که هر دو با هشدار ذینفع بودن نقل شدن

قاعده ثابت این مجموعه. هر ادعایی که در این مقاله خوندی به یکی از همین اسناد وصله. هیچ بلاگ سئویی نقل نشده. هر جا سند نبوده، صریح نوشتم که نبوده. و هر جا حرف خودم بوده، جدا نوشتمش.

SR-DOC 2026-08-09AIGT-01rev 2026-08-10CC BY 4.0shahramrahbari.github.io
CC BY 4.0

استفاده آزاد

این مقاله رایگانه و استفاده ازش در هر شرکت و تیمی آزاده. پخش داخل سازمان، استفاده در جلسه آموزشی، ترجمه و آوردن قسمتی ازش در مستندات داخلی، همه مجازه. تنها چیزی که میخوام ذکر منبعه، یعنی اسم نویسنده و نشانی همین صفحه.

مقاله های دیگه همین مجموعه

2026-08-07

چرا رتبه گوگل با فیلترشکن (VPN) عوض میشه

بدون فیلترشکن رتبه داری و با فیلترشکن نداری. مکانیزم پشت این رفتار بر پایه پتنتای گوگل و یه تست میدانی.

2026-07-20

چرا در AI Overview و AI Mode منبع نمیشوی

گوگل واسه ساختن جواب هوش مصنوعی از همون ده تای اول استفاده نمیکنه. مسیر کامل یه سوال بر اساس پرونده دادگاه.

2026-06-15

تلورانس رتبه (Rank Tolerance) و نوسان رتبه در گوگل

نوسان رتبه جریمه نیست. اینکه در لحظه نوسان کدوم سیستم گوگل روی نتیجه دست میبره.

اگه این جنس تحلیل به کارت اومد

تحلیلای مستندمحور رو پتنتا، اسناد دادگاه و مستندات رسمی گوگل رو همینجا منتشر میکنم.

تحقیق بر پایه مستندات. نوشته